روایتی ست از حضرت صادق علیه السلام که فرمودند: كَتَبَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي ذَرٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ يَا أَبَاذَرٍّ أَطْرِفْنِي بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْعِلْمِ. شخصی نامه ای نوشت به جناب ابوذر و گفت هدیه ای از علمی که داری به من بده.

 فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَنَّ الْعِلْمَ كَثِيرٌ وَ لَكِنْ إِنْ قَدَرْتَ أَنْ لَا تُسِي‏ءَ إِلَى مَنْ تُحِبُّهُ‏ فَافْعَلْ. جناب ابوذر در جواب نوشت علم بسیار است. ولی اگر میتوانی به انکه دوستش داری، بدی نکن.

‏ قَالَ فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ وَ هَلْ رَأَيْتَ أَحَداً يُسِي‏ءُ إِلَى مَنْ يُحِبُّهُ. مرد در جواب گفت: مگر تو کسی را دیده ای که به انکه دوستش دارد، بدی کند؟

فَقَالَ لَهُ نَعَمْ نَفْسُكَ أَحَبُّ الْأَنْفُسِ إِلَيْكَ فَإِذَا أَنْتَ عَصَيْتَ اللَّهَ فَقَدْ أَسَأْتَ إِلَيْهَا. جناب ابوذر گفت: بله، جانِ تو محبوب ترین ِ جان هاست در نزد تو، و زمانی که به سوی گناه و نافرمانی میروی، به او بدی کرده ای...

 

----------

پ.ن: با چه نام در خوری این بار نجوایت کنم؟ | ای تمام اسم های خوب ، خاطر خواه تو ...

پ.ن: شب جمعه هایی هم میرسد که تقویم را با استرس دست میگیری و هی روزها را تا رسیدن ِ اول محرمش عدد میزنی. تمام اسم های خوب عالم را                                                                                           نه به ترتیب که بی اراده با صدای بلند نام میبری، شاید نگاهی سمتت چرخید و اجل مهلتی گرفت ...

پ.ن: این روزها بسی بیشتر از قبل ترها احساس پیری میکنم. شاید به خاطر نزدیک تر شدن به سارای 3 ساله و زینب سادات 5ساله و فاطمه ی چند ماهه ام باشد..

بعد به قول زهرا : جوون بودی حال نوشتن نداشتی، حالا که پیر شدی باور کنیم قراره بنویسی و باشی؟!!

پ.ن: دعاکنیم برای هم! خاهشا...